38 ماهگیت مبارک.94.11.9
سلام به خانوم خانومای خودم 38 ماهگیت مبارک
ان شالله 120 ساله بشی عزیزم مامی
یادش بخیر چقدر بزرگ شدی ماشالهه یه حرفایی میزنی که نگو که مایی که به این سنیم از شنیدنش از زبئن یه بچه هم سن و سال تو تعجب میکنیم تو اون موقع حتی اسم خودتم نمیتونستی بگی به سارینا میگفتی مانانا ولی هنوز که هنوزه بمن میگی فیبیبا و به جوجه میگفتی دوجه ولی حالا ماشاله کلی حرفای جالب میزنی و مثلا وقتی بهت میگیم فلانی سلامت رسون میگی زنده باشی.سلامت باشی ماهم هنگ البته بار اول کهگفتی حسابی هنگ کردیم ولی یکمم لجباز شدی و حرف گوش نکن
که گاهی اوقات باهم دیگه دعوامون میشه و تنبیه جدیدت اینه که اگه اذیت یا حرف گکوش نکنی بهت میگم میزارمت خونه و توهم سریع عذرخواهی میکنی گرچه بعضی اوقات که خوابی و میرم سوپرمارکت و میام خونه میبینم زنگ زدی به باباجون و داری باهش حرف میزنی کارت شده البته زنگ زدن به باباجون و گاهی اوقات چقلی من و به باباجون میکنی
و.از اینکه دایی ببرتت بیرون کلی میترسیو تایکاری میکنی میگم الن میثم میبرتت بیرون سکوت میکنی از ترس البته اگه آدامس هم بخوری دایی قراره خفت کنه و امااا عکسات

اینم عکس سرویس غذا خوری که برات 7.11.94خریدم

اینم عکس که رفتی پشت پنجره داشتی رفتن بابارئ تماشا میکردی24.11.94

رفتیم شیراز برای خرید لوازم ساختمان28.11.94 که البته اینم بگم توی کاشی فروشی بودیم و طبق معمول توهم گرفتار بدو بدو کردن و حرف گوش ندادن که اومدی بیای از داخل محوطه انبار کاشیا داخل دفتر که بدو بدو داشتی میومدی افتادی و لبت خورد به لبه در که فلزی بود و لبت خون اومد دندون بالایی جلوییات سمت راستت یکم شکست و رفت بسمت داخل و کمی رفته سمت کناریش و فاصله افتاده بین دندونت این عکسم مربوط به شب حادثه میشه و جنابعالی هم تا دوهفته با دندون جلوییت نمیتونستی چیزی بخوری چون یکم لق شده بوده و درد داشتی




38 ماهگیت مبارک.94.11.9
